با نام خدا
« تاریخ صفر »
دو کاربرد مهم برای صفر در ریاضیات سراغ داریم : یکی نمایش جای خالی در دستگاه ارزش مکانی برای عدد نویسی مانند 0 در عدد 307 برای تمیز آن از 37 ، و دیگری استفاده از صفر به عنوان یک عدد .
کاربرد صفر برای جای خالی در نمایش ارزش مکانی اعداد چندان ضروری نیست . مثلاً بابلیان حدود 1000 سال از دستگاه ارزش مکانی بدون جای خالی استفاده می کردند .
![]()
در حفاری های باستان شناسی در ناحیه بین النهرین لوح های گلی کشف شد که نشان می داد بابلیان از مبنای 60 استفاده می کردند و تفاوتی در نوشتن 307 و 37 نمی گذاشند و تمیز این دو عدد بر مبنای زمینه کاربردشان در متن یا نوشته بود .
اما حدود 300 سال ق . م ، بابلیان از دو علامت گُوه برای نمایش جای خالی استفاده کردند . لذا 307 به صورت نمایش داده می شد .
مصریان باستان هیچ گاه از نماد صفر در عدد نویسی استفاده نکردند ، ولی از مفهوم صفر به عنوان تفاضل هر عدد از خودش آگاه بودند .
چینیان از دوران سلسله سونگ به بعد و احتمالاً متأثر از هندیان از یک دایره تو خالی برای صفر استفاده کردند.
یونانیان باستان ، با وجود داشتن افکار عمیق ریاضی ، از دستگاه ارزش مکانی استفاده نمی کردند . یک علت آن شاید این باشد که یونانیان بیش از آن که به حساب توجه نمایند ، به هندسه علاقه داشتند . و اعداد بیش تر توسط بازرگانان به کار برده می شد تا ریاضی دانان . البته در اینجا یک استثناء وجود دارد . آن هم مربوط به ریاضی دانان یونانی است که به ثبت داده های نجومی پرداختند ، و در همین جا است که اولین کاربرد نماد 0 را مشاهده می کنیم که بعضی از مورخین آن را ماء خود از اولین حرف یونانی Ouden به معنی هیچ می دانند .
بطلمیوس در کتاب المجسطی که آن را حدود سال 130 میلادی نوشت ، دستگاه شصتگانی بابلیان را به همراه 0 برای جای خالی و حتی در پایان عدد به کار برد .
هندیان نیز از دستگاه ارزش مکانی بدون صفر استفاده می کردند . اما کاربرد صفر به عنوان یک عدد از حدود 650 میلادی در هند به صورت یک نقطه ( دایره توپر ) مشاهده شده است . احتمالاً قبل از این تاریخ ، مردم به صفر محتاج نبودند ، به قول آلفرد وایتهد « هیچ کس برای خرید صفر ماهی بیرون نمی رود . »
صفر به عنوان یک مفهوم ، احتمالاً از مفهوم تهی گرفته شده است . صفر و اعداد منفی در مقایسه با اعداد مثبت مجردتر هستند و لذا توجیه اعمال حسابی روی آن ها از دیرباز پیچیده تر و مبهم تر بوده است .
برهمگوپته ، ریاضی دان قرن هفتم میلادی ، اولین کسی است که قواعدی برای حساب با صفر و اعداد منفی به دست آورد . جمع صفر و یک عدد مثبت ، مثبت است . جمع صفر و صفر ، صفر است . ضرب صفر در هر عدد ، صفر است . صفر تقسیم بر صفر برابر صفر است و هر عدد تقسیم بر صفر برابر کسری است که صورتش آن عدد و مخرجش صفر است .
ماهاویرا 200 سال بعد گفت :
« عدد وقتی که بر صفر تقسیم می شود ، بی تغییر می ماند »
و بهاسکره 500 سال بعد از برهمگوپته و برای اصلاح اشتباه او ، یک عدد تقسیم بر صفر را به عنوان یک کمیت نامتناهی ، معرفی کرد که با توجه به بافت ریاضیات آن زمان در هند ، نقطه درخشانی محسوب می شود . تمدن دیگری که مستقلاً یک دستگاه ارزش مکانی با صفر را توسعه داد . مایا بود . مردم مایا در آمریکای مرکزی در جنوب
مکزیک ، گواتمالا زندگی می کردند . آن ها تا 655 میلادی یک دستگاه ارزش مکانی در مبنای 20 ( ماء خود از تعداد انگشت های دست و پا ! ) با نمادی برای صفر استفاده می کردند . با این حال صفر قبل از وضع دستگاه ارزش مکانی مورد استفاده آن ها قرار گرفته بود .
خوارزمی ریاضی دان مسلمان با ترجمه کتابهای هندی – نمادهای هندی و صفر را وارد تمدن اسلامی کرد .و در قرن سیزدهم از عربی به لاتین ترجمه شد و وارد اروپا گردید و جانشین ارقام رومی و یونانی شد که محاسبات با آن ها روی چرتکه صورت می گرفت .
از سال 1600 به بعد بود که صفر به عنوان یک عدد وارد پهنه ریاضیات شد و جوزپه پئانو در اواخر قرن نوزدهم ، صفر را به اعداد طبیعی افزود .

و بالاخره باید تذکر داد که کلمه انگلیسی Zero از کلمه ( al cifra ) گرفته شده است. خود الصفر ترجمه عربی کلمه هندی Sunya به معنی تهی است .
صفر در زبان های فرانسوی و آلمانی به ترتیب Chiffre – Ziffer خوانده می شود .
